فلسفه نظریه امواج با نگرش تکنیکی ( بخش دو )

فلسفه نظریه امواج با نگرش تکنیکی

( بخش دوم )

سه حوزه تحلیل تکنیکی

  • نماگرهای احساسی انتظاری
  • نماگرهای جریان وجوه
  • نماگرهای ساختار بازار

نماگرهای انتظاری

شاخص های انتظاری، رفتار و کردار فعالان گوناگون بازار، مانند صندوقهای سرمایه گذاری مشترک، متخصصان بورس (بازارسازان ویژه) و غیره را بررسی و کنترل می کنند.

درست مانند پاندول ساعت که از یک حد نهایتی به طرف دیگری می رود و برمی گردد، شاخص های انتظاری که رفتار سرمایه گذاران را تحت نظر دارند نیز از یک حد نهایتی در کف بازار کاهشی به طرف حد نهایتی دیگر در سقف بازار افزایشی حرکت می کنند.

فرضیه ای که این شاخص ها بر اساس آن شکل گرفته اند، این است که هر یک از گروههای مختلف سرمایه گذاران، واکنش های یکسانی در نقاط اصلی بازگشت بازار نشان می دهند.

برای مثال، نیروهای داخلی شرکت (مانند کارکنان ارشد و سهامداران عمده آن) و اعضای بورس سهام نیویورک (NYES) به عنوان یک گروه، در نقاط بازگشت بازار درست عمل می کنند.

در مجموع، مبادلات آنها عبارت است از خرید در کفهای بازار و فروش در سقف های بازار، بر عکس، خدمات مشاوره به عنوان یک گروه، غالبا در نقاط برگشت بازار، مرتکب اشتباه می شوند، زیرا آنها در سقفهای بازار، افزایشی می شوند و در کفهای بازار، کاهشی می گردند

شاخصهایی که از چنین اطلاعاتی استخراج می شوند، نشان می دهند که ارقام خاص با سقفهای بازار ارتباط دارند، در حالی که سایر ارقام، با کفهای بازار مرتبط بوده اند.

از آنجا که اجماع و نظر اکثریت، در نقاط برگشت بازار اشتباه است. این نوع شاخصهای روانشناسی بازار، پایه ای سودمند برای کسب دیدگاهی مناسب به شمار می آیند.

نماگرهای جریان وجوه

این حوزه از تحلیل تکنیکی که تحت عنوان « نماگرهای جریان وجوه » مطرح می شود، موقعیت های مالی گروههای مختلف سرمایه گذارات را تحلیل می کند که قصد دارند ظرفیت بالقوه خود را در زمینه خرید یا فروش سهام اندازه گیری نمایند.

از آنجا که در برابر هر فروشی، یک خرید وجود دارد، پس، تعداد دلاری ِ واقعی بین عرضه و تقاضای سهام باید همیشه در تعادل باشد.

قیمتی که بر اساس آن مبادله سهام صورت می گیرد باید برای خریدار و فروشنده یکسان باشد، بنابراین، طبیعی است حجم پولی که از بازار خارج می شود، باید با حجم پول ورودی به بازار، برابر باشد.

به این ترتیب، رویکرد جریان وجوه با مسایل قبل از برقراری تعادل بین عرضه و تقاضا سروکار دارد.

اگر در قیمت مشخصی، تعداد خریداران بیشتر از فروشندگان باشد، قیمت واقعی باید افزایش یابد تا خریداران و فروشندگان را به تعادل برساند.

تحلیل جریان وجوه با روندهای نقدی شرکتهای سرمایه گذاری مشترک و سایر نمادهای عمده، مانند صندوقهای بازنشستگی، شرکتهای بیمه، سرمایه گذاران خارجی و غيره ارتباط دارد که معمولا منبع نقدی طرف خرید به شمار می آیند.

از طرف دیگر، عرضه سهام جدید عرضه بازار ثانویه و غیره در طرف عرضه (فروش) مطرح می شوند.

این تحلیل جریان پول، معایبی نیز دارد.

علیرغم اینکه شاخصهایی مانند وضعیت وجوه نقد شرکتهای سرمایه گذاری مشترک با جریان نقدی صندوقهای بازنشستگی، موجود بودن پول را برای بازار اندازه گیری می کنند اما هیچ علامتی مبنی بر تمایل فعالان بازار برای استفاده از این پول در خرید سهام ارسال نمی کنند.

علاوه بر این، علامتی مبتنی بر کشش یا تمایل آنها برای فروش سهام در قیمتهای مشخص در طرف فروش (عرضه) نیز اعلام نمی کنند.

اطلاعات موسسات عمده و سرمایه گذاران خارجی، برای چگونگی استفاده از پول، کافی نیست. در ضمن، بسیاری از اطلاعات مفید این نهادها، بعد از زمان مورد نیاز برای تصمیم گیری، انتشار می یابد.

علیرغم وجود این موانع، از آمار جریان وجوه می توان به عنوان سابقه و پیشینه عملکرد، استفاده کرد.

رویکرد قویتر در زمینه تحلیل جربات وجوه، از بررسی روندهای نقدینگی نظام بانکی استخراج می شود که نه تنها فشار مالی بر بازار سهام را اندازه گیری می کند، بلکه فشار بر کل اقتصاد را نیز بررسی می نماید.

نماگرهای ساختار بازار

این حوزه از تحلیل تکنیکی، بخش اصلی این دوره را تشکیل می دهد که «ساختار بازار» با ویژگی نماگرهای بازار» را در برمی گیرد.

این نماگرها، روند شاخصهای قیمتی گوناگون، پهنای بازار، ادوار گوناگون، حجم و غیره را بررسی می کنند تا سلامت بازارهای افزایشی یا کاهشی را ارزیابی نمایند.

در بیشتر اوقات، قیمت و معیارهای داخلی، مانند پهنای بازار، مسیر بسیاری از این نماگرها، از قیمت دور می شود.

چنین واگرایی هایی، علايم تخریب تکنیکی را در طول دوره های پیشرفت ارسال می کنند و به دنبال آن، قدرت تکنیکی کاهش می یابد.

سرمایه گذارانی که گرایشات تکنیکی دارند، با بررسی خردمندانه این علایم قدرت و ضعف پنهان، از امکان بروز برگشت در روند بازار، آگاه می شوند

از آنجا که تحلیل تکنیکی براساس این نظریه بنا نهاده شده است که قیمتها، انعکاس رفتار روانشناسی کل بازیگران هستند، بنابراین تلاش می کند تا نوسانات آینده قیمت را براساس این فرضیه پیش بینی کند که حرکتهای روانشناسی بازیگران بازار، در طیفی بین نااطمینانی اضطراب و بدبینی از یک طرف و اطمینان، خوش بینی و حرص از طرف دیگر، نوسان می کند.

همان گونه که قبلا گفتیم، هنر تحلیل تکنیکی، مشخص کردن این تغییرات در مراحل اولیه است، زیرا این نوسانات برای کامل شدن، نیاز به زمان دارند.

سرمایه گذاران تکنیکی با مطالعه این روندهای بازار، می توانند خرید و فروش سهام را با اطمینان نسبتا بالایی انجام دهند.

این اطمینان براساس این اصل است که اگر روندی پدید آید، دائمی خواهد شد.

نوسانهای قیمت را می توان به سه بخش تقسیم کرد:

  • اولیه
  • میان مدت و کوتاه مدت
  • نوسانات عمده

(گاهی اوقات، نوسانات اولیه یا ادواری نیز نامیده می شود)

معمولا در دوره ای از ۱ تا ۳ سال طول می کشند و انعکاسی از نظرات سرمایه گذاران نسبت به ادوار تجاری هستند.

نوسانات میان مدت معمولا از ۳ تا چند ماه، گاهی اوقات بیشتر، طول می کشند.

گرچه این نوسانات اهمیت زیادی ندارند، با اینحال، شناسایی آنها مفید خواهد بود.

برای مثال، تمایز بین واکنش میان مدت در بازار افزایشی و اولین گام نزولی در بازار کاهشی، اهمیت به سزایی دارد.

نوسانات کوتاه مدت که کمتر از ۳ تا هفته به طول می انجامند، ماهیتآ تصادفی هستند.

ساز و کار نزولی بازار

تمام نوسانات بازار در یک چیز مشترک اند:

  • همه آنها انعکاسی از روند امیدها، اضطرابها، دانش، خوش بینی و طمع جامعه سرمایه گذاری هستند.

جمع كل این حرکت ها، در سطوح قيمتها بیان می شوند که به قول Garfield Drew «سهام دارای ارزشی نیست، اما مردم فکر می کنند ارزش دارد».

این فرآیند ارزیابی بازار به نحو شایسته ای در یکی از شماره های Wall street Journal به شرح زیر بیان شده است:

بازار سهام شامل هر کسی می شود که در بازار است و در هر لحظه مشخص، سهام را می خرد و می فروشد، به اضافه کسانی که در بازار نیستند. اما اگر شرایط مناسب باشد، وارد بازار می شوند.

از این نظر، بازار سهام شامل هر کسی، با هرگونه پس انداز مشخص می شود.

این همان مبنای گسترده فعالان بازار و فعالان بالقوه ای است که قدرت خود را به صورت نماگر اقتصادی تخصیص دهنده سرمایه کمیاب، به بازار می دهد.

نوسان سهام و نوسانات بازار، با کسب هرگونه اطلاعات، جدید توسط سرمایه گذاران، بوقوع می پیوندند. به این ترتیب، بازار از تمام اطلاعات موجود به شکلی بهره برداری می کند که دیگران نمی توانند به آن طریق استفاده کند.

از آنجا که قضاوتهای بازار حاصل نظر تقریبا تمام افراد است، بنابراین، بهتر از هر کس و هر گروه، عملکرد را اندازه می گیرد…. بازار، سود بعد از مالیات تمام شرکتهایی را اندازه گیری می کند که در بازار پذیرفته شده اند و سودهای انباشته را تاکنون محاسبه می کنند و این کار را در آینده نیز انجام می دهد به نحوی که گویا افق آینده، نامحدود است.

این حجم انباشته سودهای بعد از مالیات، همان گونه که اقتصاد دانان خواهند گفت، توسط بازار بر حسب ارزش فعلی، تنزیل می شوند.

هنگامی که برای خرید تیغ ریش تراشی با کیفیت برتر، مبلغ بالاتری می پردازید، امکان اصلاح راحتتر در آینده مد نظر شما است.

به همین دلیل نیز پول بیشتری می پردازید. در واقع، ارزش فعلی پولی که پرداخته اید، همان اصلاح راحتی است که انجام می دهید.

جریان آتی عواید در تمام نقاط کره زمین، تحت تاثیر شرایط کسب و کار خواهد بود.

تکه های کوچک اطلاعات از سراسر جهان و همچنین از ایالات متحده آمریکا، به طرف بازار سهام جریان می یابد و بازار سهام، این تکه ها را به صورت کارآمدتر از آمار دانان دولتی انعکاس می دهد.

بازار، این اطلاعات را به مقادیر عوایدی ارتباط می دهد که شرکتهای آمریکایی در آینده کسب خواهند کرد.

صرفنظر از جزئیات، سطح عمومی بازار، ارزش فعلی سهام سرمایه ای در آمریکا است.

این امر نشان می دهد که سرمایه گذاران آینده را در نظر می گیرند و طوری فعالیت می کنند که بتوانند با قیمت بالاتری دارایی های خود را به وجه نقد تبدیل کنند، در شرایطی که اخبار پیش بینی شده یا سطوح واقعی قیمت، بوقوع بپیوندد.

اگر انتظارات مرتبط با توسعه، بهتر یا بدتر از تفکر اولیه باشد، آنگاه از طریق بازار، سرمایه گذاران سریعتر یا دیرتر می فروشند که به شرایط خاص بستگی دارد.

بنابراین، این پند آشنا «فروش براساس اطلاعات و اخبار خوب» در جایی به کار می رود که اخبار خوب، درست است یا پایین تر از انتظار است بازار سرمایه گذاران است.

اگر این اخبار خوب باشد، اما به اندازه مورد نظر، مطلوب نباشند، تجدد ارزیابی سریع بوقوع خواهد پیوست و بازار سقوط خواهد کرد اگر اخبار بهتر از موارد پیش بینی شده باشند، امکانات قطعآ مطلوب تر خواهند بود.

البته، در بازار نزولی، عکس این حالتها برقرار خواهد بود.

این فرآیند، تناقض بازار سهام را آشکار می کند. وقتی شرایط اقتصادی قوی است، بازار صعودی می شود و تشکیل یک کف هنگامی که چشم انداز، ناامید کننده باشد.

واکنش هر بازاری به اخبار می تواند آموزنده تر باشد، زیرا اگر بازار، همان گونه که در قيمتها انعکاس می یابد، فرضا از اخبار وقایع افزایشی صرفنظر کند، این وقایع افزایشی و مثبت قطعا تعدیل می شوند و واکنش بازار نسبت به آن، کاهشی خواهد شد.

حال اگر بازاری به اخبار بد به شکل مطلوبتری از آنچه که مورد انتظار است، واکنش نشان دهد، این وضعیت باید به عنوان علامت مثبت تفسیر شود.

 

ادامه مطلب در : برگ سوم

شروع این آموزش در : برگ اول