سقف‌ها و کف‌های سه‌قلو ( برگ هجدهم )

سقف‌ها و کف‌های سه‌قلو

شکل ۵ -۴ الف. سه‌قلوهای سقف. کاملاً شبیه الگوی سر و شانه‌های سقف می‌باشد با این تفاوت که سقف‌ها در سطوح یکسانی هستند. در هر رالی حجم معاملات باید سبک‌تر از رالی قبل باشد. الگو زمانی کامل شده است که خط حمایت با حجم بسیاری شکسته شده. تکنیک اندازه‌گیری الگو به این صورت است که ارتفاع الگو را از نقطه‌ی شکست محاسبه می‌کنند. حرکت برگشتی در این صورت در این الگو غیرمعمول نیست.

شکل ۵-۴ ب. سه‌قلوهای کف شبیه به الگوی سر و شانه‌های معکوس می‌باشد با این تفاوت که هر سه کف قیمت در یک سطح می‌باشند. دقیقاً تصویر الگوی سه‌قلوهای سقف در آینه است و الگوی حجم در زمان شکست فوق‌العاده می‌باشد.

شکل ۵-۴- ج. الگوی برگشتی سه‌قلوهای کف. قیمت در سطح ۱۲ سه بار حمایت‌شده تا اینکه وارد روند اصلی بشود. شکل‌گیری کف‌ها در این نمودار هفتگی دو سال کامل به طول انجامیده است و به این الگو اعتبار بخشیده است.

 

حجم معامله در سقف‌ها بعد از تکمیل سقف‌ها کاهش پیدا می‌کند و در نقاط شکست سقف باید افزایش یابد. سه‌قلوهای سقف تا زمانی که خط حمایت در زیر نقاط پایینی شکسته نشده باشد کامل نمی‌شوند. در مقابل قیمت‌ها باید پایین‌تر از هر دو قعر خط حمایت بسته بشوند تا بگوییم الگو کامل شده است (به‌عنوان یک شگرد، شکسته شدن نزدیک‌ترین مقاومت (سقف) به حمایت می‌تواند به‌عنوان سیگنال برگشت محسوب شود). حجم معاملات سنگین در کف نیز جز الزامات است.
نحوه‌ی محاسبه اهداف قیمت درست مشابه الگوی سر و شانه است و اساس آن بر پایه ارتفاع الگو بنانهاده شده است. قیمت‌ها معمولاً حداقل به‌اندازه‌ی فاصله نقاط شکست تا بالاترین و یا پایین‌ترین و یا حداکثر به‌اندازه‌ی ارتفاع الگو تغییر می‌کنند. هر بار که یک شکست اتفاق می‌افتد حرکت برگشتی به نقطه شکست دور از انتظار نیست زیرا می‌توان گفت الگوهای سقف‌ها و کف‌های سه‌قلو حالت خاصی از الگوهای سر و شانه‌ها می‌باشند.

سقف‌ها و کف‌های دوقلو

یکی از الگوهایی که زیاد شکل می‌گیرد الگوی کف‌ها و سقف‌های دوقلو می‌باشد. این الگو تقریباً بعد از الگوی سر و شانه بیشترین تکرار را در نمودارها دارد و تشخیص ن معمولاً ساده است (شکل‌های ۵ – ۵ – الف تا ۵ – ۵ – ه را مشاهده کنید). شکل‌های ۵ – ۵ – الف و ۵ – ۵ – ب، هر دو حالت این الگوها را نشان می‌دهد. برای به خاطر سپردن بهتر حالت این دو الگو، اغلب گفته می‌شود الگوی دوقلوهای سقف به‌صورت حرف M و الگوی دوقلوهای کف به‌صورت حرف W می‌باشد. خصوصیات کلی دوقلوها بسیار شبیه به الگوی سر و شانه‌ها می‌باشد با این تفاوت که در اینجا ما دو قله درازای سه قله مشاهده می‌کنیم. نحوه‌ی محاسبه کردن قیمت هدف و بررسی روند حجم نیز مانند الگو سر و شانه‌ها می‌باشد.
در یک‌روند صعودی (همان‌طور که در شکل ۵ – ۵- الف نشان داده‌شده) در نقطه‌ی A قیمت بالایی جدیدی تشکیل می‌شود که معمولاً با افزایش حجم در این نقطه همراه است و سپس به نقطه‌ی B کاهش می‌یابد و حجم معامله نیز کمتر می‌شود؛ بنابراین همه‌چیز همان‌طور که در یک‌روند صعودی انتظار می‌رفته پیش می‌رود. در رالی بعدی به سمت نقطه C قیمت موفق نمی‌شود که از قیمت در قله قبلی یعنی نقطه A عبور کند و بلافاصله بعدازآن شروع به کاهش می‌کند.

سقف و کف دوقلو

شکل ۵-۵ – الف. مثال دوقلوهای سقف. این الگو شامل دو سقف می‌باشد (نقطه A و C) که این دو سقف در یک سطح واقع‌شده‌اند. الگو زمانی تکمیل‌شده است که حمایت در نقطه B شکسته شده باشد. حجم معاملات معمولاً در قله دوم کمتر می‌باشد. (C) و در نقاط برگشت زیاد می‌شود (D) حرکت برگشتی غیرمعمول نمی‌باشد. حداقل هدف قیمتی به‌اندازه‌ی فاصله شکل‌گیری روند نزولی از نقطه‌ شکست پایینی می‌باشد.

 

شکل ۵-۵ – ب. مثال کف‌های دوقلو تصویر سقف‌های دوقلو در آیینه می‌باشد. حجم در زمان شکست رو به بالا فوق‌العاده مهم می‌باشد و حرکت برگشتی به سمت نقطه شکست (بالای) در کف‌های این الگو معمول است.

 

شکل ۵-۵ – ج. مثال کف‌های دوقلو این سهم طی مدت سه ماه دو بار به سطح ۶۸ رسیده است. توجه کنید که در کف دوم طی روز قیمت، روند صعودی به خود گرفته است. سرانجام با شکسته شدن مقاومت در سطح ۸۰ الگو کامل شده است.

پتانسیل ایجاد سقف دوقلو در اینجا ایجاد می‌شود. کلمه‌ی «پتانسیل» را عمداً به کار بردیم زیرا در این الگو مانند هر الگوی بازگشتی دیگر تا زمانی که مقاومت نقطه‌ی B شکسته نشود الگو کامل نمی‌شود. تا وقتی این شکست رخ نداده باشد و قیمت پایین‌تر از این خط نیامده باشد الگوی ما کماکان یک‌روند ثابت و فاز تثبیت یا تحکیم محسوب می‌شود که مشغول تجدیدقوا برای روند صعودی اصلی می‌باشد.
الگوی ایدئال دوقلوهای سقف معمولاً دو قله هم طرز دارد. روند حجم معاملات در قله اول به‌مراتب سنگین‌تر از قله‌ی دوم است. بسته شدن قطعی قیمت در زیرخط حمایت در نقطه‌ی B که با حجم معاملات سنگینی همراه است، نشانه کامل شدن الگو می‌باشد و در مورد شروع روند نزولی اخطار می‌دهد. حرکت برگشتی به سطوح شکست قبل از شروع روند نزولی دور از انتظار نمی‌باشد.

تکنیک‌های اندازه‌گیری برای سقف‌های دوقلو
تکنیک اندازه‌گیری برای سقف‌های دوقلو بدین نحو است که ارتفاع الگو از نقطه بالایی تا نقطه‌ی شکست را اندازه می‌گیرند (جایی که خط حمایت در نقطه B شکسته شده است). برای سادگی درک مطلب ارتفاع اولین

شکل ۵-۵ – د. مثال سقف‌های دوقلو. همان‌طور که در شکل می‌بینید برخی اوقات قله‌ی دوم به‌اندازه‌ی قله‌ی اول مرتفع نیست و در حقیقت کمی از آن کوتاه‌تر است. می‌بینید که طی دو ماه نمودار اخطار شروع روند کاهشی می‌دهد. سیگنال قطعی زمانی ساطع می‌شود که خط حمایت در نقطه ۴۶ شکسته می‌شود.

 

شکل ۵-۵ – ه. الگوهای قیمت به‌خوبی در میانگین‌ها یا شاخص‌های بازار قابل‌مشاهده است. در این نمودار شاخص Nasdge Composite یک دوقلوی کف را در حوالی سطح ۱۴۷۰ و قبل از چرخش به سمت بالا شکل داده. شکسته شدن مقاومت روند نزولی (قسمت مربع) شروع روند صعودی را تائید می‌کند.
بازوی کاهشی یعنی فاصله دونقطه A و B را اندازه بگیرید به همان میزان از نقطه‌ی B پایین بیاید (این فاصله حداقل افت قیمتی ما خواهد بود) (در شکل ۵-۵ – الف مشخص‌شده است). برای دوقلوهای کف نیز روش اندازه‌گیری به همین شکل می‌باشد. صرفاً جهت بررسی عوض می‌شود.
تغییرات در الگوی ایدئال
مانند انواع دیگر تحلیل بازار نمونه‌های واقعی گاهی تفاوت‌هایی با الگوهای ایدئال دارند. به‌عنوان نمونه برخی اوقات دو قله در یک سطح قیمتی قرار ندارند. بسته به شرایط ممکن است که قله دوم (سقف دوم) به قیمتی که قله اول به آن رسیده، دست پیدا نکند که البته مشکل چندانی ایجاد نمی‌کند. مشکل واقعی وقتی است که قله دوم با اختلاف جزئی از حد قله دوم بالاتر رود، چیزی که در وهله اول ممکن است شکست واقعی رو به بالا و آماده شدن برای شروع روند صعودی به نظر برسد اما درواقع بخشی از فرآیند تشکیل قله‌ها از کار دربیاید. برای کمک به حل این مشکل بعضی از اصول فیلتر کردن (غربال کردن) ممکن است مفید باشند.

فیلترها

بیشتر چارتیست‌ها بسته شدن قیمت پایانی در بالای قله‌ی پیشین را به‌جای نفوذهای جزئی طی روز را لازم می‌دانند. برخی از انواع فیلترهای قیمت باید به کار گرفته شوند. به‌عنوان‌مثال یکی از مهم‌ترین معیارها، درصد نفوذ می‌باشد (مثلاً ۱% تا ۳% نفوذ). قانون نفوذ دوروزه نیز می‌تواند به‌عنوان مثالی برای فیلتر زمان به کار گرفته شود. به‌بیان‌دیگر قیمت‌ها باید طی دو روز متوالی در قیمت بالاتری از قله قبلی بسته شوند تا قبول کنیم تا سطح قبلی را ترک گفته‌اند و نفوذ قطعی شده است. یکی دیگر از فیلترهای زمانی، بسته شدن بالاتر قیمت در روز آخر کاری هر هفته نسبت به موج قبلی به‌عنوان معیار می‌باشد. در الگوهای سقف، حجم معاملات سرنخ خوبی را برای اطمینان بیشتر به دست می‌دهند.
این فیلترها به‌طور کامل مصون از اشتباه نیستند ولی کمک می‌کنند که از تعداد اخطارهای غلط (خطاهای مشاهده) که اغلب اتفاق می‌افتد، بکاهیم. برخی اوقات این فیلترها خیلی کمک می‌کنند و برخی اوقات کوچک‌ترین کمکی نمی‌کنند. تحلیل‌گر باید با این حقیقت مواجه شود که او به‌هرحال باوجود احتمالات زیاد معامله می‌کند و همیشه مواقعی وجود دارد که نشانه‌های اشتباهی را مشاهده می‌کند. به‌سادگی می‌توان گفت این در ذات معامله است.
خیلی اتفاق غیرمعمولی نیست که آخرین موج در بازار افزایشی پیش از تغییر جهت، یک قله ایجاد کند. در چنین شرایطی شکست آخرین موج افزایشی می‌تواند «تله افزایشی» باشد (شکل‌های ۵-۶ – الف و ۵-۶ – ب را مشاهده کنید). به شما نشان خواهیم داد که اندیکاتورهایی (نوسان‌نماها) وجود دارند که قبل از افتادن به دام این‌گونه تله‌ها شما را مطلع می‌سازند.


شکل ۵- ۶- الف. مثالی برای شکست (مقاومت) اشتباه که اغلب به آن تله افزایشی می‌گویند. برخی اوقات قبل از اتمام روند افزایشی قیمت‌ها به سطوح بالاتری نسبت به قله قبلی می‌رسند. چارتیست‌ها از فیلترهای زمانی و قیمتی مختلفی برای کاهش نفوذهای گمراه‌کننده استفاده می‌کنند. این الگویی که ملاحظه می‌کنید درواقع می‌تواند سقف دوقلو ارزیابی شود.

 

شکل ۵- ۶- ب. مثالی برای شکست اشتباه. توجه کنید که روی خط شکست بالایی، حجم معاملات کمی داریم ولی همراه با روند نزولی، حجم معاملات افزایش می‌یابد. بررسی حجم معاملات می‌تواند از برخی اشتباهات جلوگیری کند ولی نه همیشه.
به شکل ۵ – ۷ – الف توجه کنید که در آن قیمت در نقطه C از سطح قبلی قیمت خود در نقطه A برگشته است. این‌یک رفتار طبیعی درروند صعودی است. خیلی از معامله گران بلافاصله بعد از کاهش قیمت و به‌محض اینکه در اولین تلاش قیمت نتوانست سقف قبلی را بشکند الگو را سقف دوقلو نام‌گذاری می‌کنند. شکل ۵ -۷- ب همان اتفاق را درروند نزولی و کف‌های دوقلو نشان می‌دهد. برای یک چارتیست دشوار است که تصمیم بگیرد آیا عقب‌نشینی از مقاومت یا کشش به سمت قیمت پایینی قبلی، تنها یک تصحیح موقتی درروند موجود است و یا شروع یک الگوی دوقلوهای سقف یا الگوی بازگشتی کف محسوب می‌شود.
ازآنجایی‌که احتمال بیشتری می‌رود تا روند موجود ادامه پیدا کند عاقلانه این است که منتظر بمانیم تا الگو تکمیل شود.

شکل ۵-۷ – الف. مثالی برای عقب‌نشینی طبیعی از سطح قله قبلی پیش از شروع روند صعودی، این رفتار طبیعی بازار است و نباید با سقف‌های دوقلو اشتباه گرفته شود. تنها زمانی با اطمینان گفته می‌شود سقف دوقلو ایجادشده است که حمایت در نقطه‌ی B شکسته شود و شکل ۵- ۷ – ب. مثالی برای پیروی قیمت از روند نزولی قبلی. این‌یک رفتار طبیعی بازار می‌باشد و نباید با دوقلوهای کف اشتباه گرفته شود. قیمت‌ها تمایل دارند که به روند کاهشی پیشین بپیوندند و این الگو نباید پیش از موعد به‌عنوان دوقلوهای کف شناخته شود.

فاصله زمانی بین پیک‌ها و حفره‌ها اهمیت زیادی دارد
نکته آخر اینکه اندازه الگو همیشه نکته مهمی می‌باشد. زمان طولانی‌تر بین دو قله و ارتفاع بیشتر الگو به این نکته اشاره دارد که پتانسیل زیادی برای بازگشت در آن الگو وجود دارد. این نکته برای تمام الگوها صدق می‌کند. به‌طورکلی برای داشتن یک الگوی واقعی دوقلوهای سقف و کف‌ بین تمام قله‌ها و قعرها حداقل زمان یک ماه باید فاصله وجود داشته باشد. برخی اوقات این فاصله به حدود ۲ الی ۳ ماه نیز می‌رسد. (در نمودارهای قیمت ماهانه و یا هفتگی این الگوها می‌تواند چندین سال را در خود داشته باشد) بیشتر مثال‌هایی که در این بحث استفاده شد به تشریح سقف‌های دوقلو پرداخت. خواننده تا حالا باید دانسته باشد که الگوهای کف عکس تصویر الگوهای سقف می‌باشند و تمام قوانین بین آن‌ها مشابه است به‌جز تفاوت‌های کلی که در ابتدای این فصل گفته شد.

نعلبکی‌ها و اسپایک‌ها

نوع نادری از الگوهای بازگشتی دیده می‌شوند که شکل نعلبکی و یا به عبارتی کف گرد به خود می‌گیرند. نعلبکی‌های کف تغییر خیلی تدریجی دارند و در مدت‌زمان نسبتاً طولانی از روند نزولی به روند خنثی و سپس به روند صعودی تغییر می‌یابند. اینکه بگوییم الگوی یک نعلبکی کی کامل می‌شود کار تقریباً دشواری است و همین‌طور اینکه بگوییم قیمت‌ها تا کجا خلاف جهت حرکت می‌کنند مشکل است. نعلبکی‌ها معمولاً در نمودارهای ماهیانه و یا هفتگی که سال‌های زیادی را در برمی‌گیرند دیده می‌شوند. هرچه بلندمدت‌تر باشند معنی‌دارترند (شکل ۵ – ۸ را مشاهده کنید).

شکل ۵-۸. این نمودار نشان می‌دهد تصویر یک نعلبکی چگونه است. آن‌ها اغلب در زمان‌های خیلی طولانی تشکیل می‌شوند ولی اغلب چرخش‌های بزرگی را در بازار به نمایش می‌گذارند. این نعلبکی کف طی ۴ سال به وجود آمده است.

اسپایک‌ها سخت‌ترین نوع حرکت بازار برای خریدوفروش می‌باشند. برای آنکه اسپایک (و یا الگوی V) خیلی سریع و بدون داشتن دوره انتقال رخ می‌دهد. معمولاً در بازارهایی شکل می‌گیرند که بیش‌ازحد در یک‌جهت حرکت کرده و با انتشار اخبار مغایر با شرایط خیلی سریع و ناگهان بازار دچار یک چرخش می‌شود. چرخش‌های خیلی سریع در نمودارهای روزانه و یا هفتگی با حجم معاملات خیلی بالا تنها نشانه از این اسپایک‌ها می‌باشد. به همین علت است که چیزی برای گفتن در مورد نداریم جز اینکه آرزو کنیم که شما در معاملاتتان گرفتار تعداد زیادی از آن‌ها نشوید.
برخی از ایندیکاتورها که در فصل آینده تشریح می‌کنیم به شما در تشخیص بازاری که به طرز چشمگیری روند یکنواخت طولانی داشته کمک می‌کند (شکل ۵-۹ را مشاهده کنید).

شکل ۵-۹. مثالی برای الگوی بازگشتی V. این الگوها ناگهانی و با کمترین اخطار و یا بدون اخطار به وجود می‌آیند. حجم معاملات فوق‌العاده سنگین معمولاً تنها اخطار آن‌ها می‌باشد. تشخیص این چرخش‌های ناگهانی حتی در سطوح حرفه‌ای نیز کار دشواری است.

نتیجه

در این فصل ما به ۵ الگوی رایج بازگشتی پرداختیم: سر و شانه‌ها، دوقلوها و سه‌قلوهای سقف و کف، نعلبکی و V یا اسپایک. در بین این الگوها، الگوی سر و شانه‌ها متداول‌ترین هستند و بعدازآن دوقلوهای سقف و کف می‌باشند. این الگوها معمولاً اخطارهای مهمی برای بازگشت به روندهای خاص می‌باشند و به‌عنوان الگوهای اصلی بازگشتی طبقه‌بندی می‌شود. طبقه‌بندی دیگری از الگوها وجود دارد که در زمان کوتاه‌تری معمولاً به وقوع می‌پیوندد و اغلب باعث تثبیت روند موجود می‌شوند تا اینکه موجب برگشتتان شوند. آن‌ها را الگوهای ادامه‌دهنده نام‌گذاری کردند. در فصل با این قبیل الگوها آشنا می‌شویم.

 

جمع آوری و ترجمه از کتاب :

تحلیل تکنیکال در بازار سرمایه

https://www.goodreads.com/book/show/212102.Technical_Analysis_of_the_Financial_Markets

https://www.penguinrandomhouse.com/books/350647/technical-analysis-of-the-financial-markets-by-john-j-murphy/9780735200661/