تحلیل تکنیکال جان مورفی ( برگ 15 ) فصل 5

مقدمه تحلیل تکنیکال 

پیش‌ازاین گفتیم که نظریه‌ی داو اساس بیشتر بررسی‌های روند است که امروزه به کار می‌روند. همچنین مفاهیم مقدماتی روند را شامل خط حمایت، خط مقاومت و خطوط روند مطرح کردیم و با مقدمات نقش حجم معاملات در روندها آشنا شدیم. حال آماده‌ایم تا به مرحله بعدی برویم که مرحله مطالعه الگوها می‌باشد. خیلی سریع متوجه خواهید شد که الگوها بر اساس مطالب و تفکرات قبلی ساخته‌شده‌اند. در این مقاله درباره تکنیکال و تحلیل تکنیکال جان مورفی صحبت میکنیم.

در فصل 4 روندها را به‌عنوان سری‌های از امواج صعودی یا نزولی دارای اوج و فرود معرفی کردیم.

تا زمانی که به سمت بالا حرکت می‌کنند روند صعودی و مادامی‌که رو به پایین دارند، روند نزولی نامیده می‌شوند.

زمانی نیز وجود دارد که بازار به‌صورت مستقیم حرکت می‌کند.

این بخش از نمودارها یعنی بخشی که بازار راکد می‌باشد و در حقیقت قیمت فعالیت چندانی انجام نمی‌دهد، بخش مهمی از نمودارهاست و موردتوجه ما در دو فصل آینده خواهد بود.

این تفکر که تغییرات در روندها اتفاقات ناگهانی هستند، می‌تواند یک اشتباه بزرگ باشد.

یک نکته بسیار مهم این است که تغییرات اصلی در روندها احتیاج به یک دوره انتقال دارند؛ اما اشکال اینجاست که این دوره‌های انتقالی به‌صورت اخطار بازگشت روند ظاهر نمی‌شوند.

برخی اوقات این روند خنثی به‌صورت یک دوره توقف و یا تثبیت در روند موجود است که پس از آغاز روند اصلی ظاهر می‌شود.

جان مورفی کتاب‌های زیادی در زمینه تحلیل تکنیکال بازارهای مالی و بورس نوشته است.

 

الگوهای قیمت

مطالعه این دوره‌های زمانی انتقال و پیش‌بینی آن‌ها ما را به سمت مبحثی به نام الگوهای قیمت هدایت می‌کند.

قبل از هر چیز الگوهای قیمت چه چیزهایی هستند؟

الگوهای قیمت تصاویر و شکل‌های هستند که در نمودار قیمت سهام و یا کالاها ظاهر می‌شوند و به دسته‌های مختلفی تقسیم می‌شوند و قابلیت پیش‌بینی شدن دارند.

دو نوع الگو:

الگوهای برگشتی و الگوهای ادامه‌دهنده

الگوهای قیمت به دو گروه عمده تقسیم می‌شوند: الگوهای برگشتی قیمت و الگوهای ادامه‌دهنده. همان‌گونه که از نام‌گذاری پیداست الگوهای برگشتی، الگوهایی می‌باشند که روند قیمت در آن‌ها تغییر جهت می‌دهد.

از طرف دیگر الگوهای ادامه‌دهنده، زمانی رخ می‌دهند که بازار برای مدتی توقف می‌کند (این توقف می‌تواند برای تصحیح قیمت به علت فروش‌های بیش‌ازحد و یا خریدهای بیش‌ازاندازه باشد) و وقتی به قیمت واقعی نزدیک شد، روند ادامه می‌یابد.

هدف این است که پیش از شکل گرفتن روند اصلی بتوان تفاوت بین این دو الگو را تشخیص داد.

در این فصل، 5 الگوی برگشتی مطرح و عمده را بررسی می‌کنیم: سر و شانه «سقف و کف»، سه‌قلوهای سقف و کف، دوقلوهای سقف و کف، اسپایک‌های سقف و کف و الگوی گرد و یا نعلبکی. در این قسمت صرفاً نحوه شکل‌گیری قیمت را در نمودار و چگونگی تشخیص آن را تمرین می‌کنیم.

ارتباط میان الگوهای حجم و مفاهیم قابل‌اندازه‌گیری

سپس به مطالب مهم دیگری که باید بررسی شود مانند ارتباط میان الگوهای حجم و مفاهیم قابل‌اندازه‌گیری دیگر می‌پردازیم.

حجم معامله نقش بسیار مهمی را در تائید این الگوها بازی می‌کند.

در زمانی که شک داشته باشیم (که زیاد اتفاق می‌افتد) بررسی الگوهای حجم به همراه اطلاعات قیمت می‌تواند فاکتور تعیین‌کننده‌ای باشد که الگو قابل‌اعتماد می‌باشد و یا خیر.

تقریباً اکثر الگوهای قیمت دارای تکنیک اندازه‌گیری درجه اطمینان می‌باشند که به تحلیل‌گر تکنیکی کمک می‌کند که اهداف قیمتی را تا حد امکان مشخص کند.

این هدف‌ها تخمینی از میزان تحرکات قیمت می‌باشد و به معامله‌گر کمک می‌کند که درجه ریسک خود را تعیین کند.

در فصل 6 الگوی ادامه‌دهنده را مطالعه می‌کنیم. آن‌ها الگوهایی به شکل مثلث، پرچم، گوشه‌ها و مستطیل هستند و بیشتر نمایشگر توقف در روند موجود هستند تا اینکه نشان‌دهنده روند برگشتی باشند و غال با در نمودارها به‌عنوان الگوهای میانی (و یا فرعی در مقابل اصلی) از آن‌ها نام‌برده می‌شود.

تحلیل تکنیکال یک نمودار کوتاه‌ مدت از بازار می‌تواند گمراه‌ کننده باشد بنابراین حتی اگر به ‌صورت کوتاه‌ مدت خریدوفروش می‌کنید روندهای میان‌ مدت و بلند مدت را هم بررسی کنید.

 

نکات اساسی مشترک در الگوهای برگشتی

پیش از شروع بحث تخصصی الگوهای اصلی برگشتی لازم است برخی نکات مقدماتی که در تمام این الگوها مشترک است را بررسی کنیم.

  • لازمه شروع هر الگوی برگشتی وجود یک روند اولیه می‌باشد.
  • اولین اخطار برای ایجاد برگشت روند اکثراً زمانی ساطع می‌شود که یکی از خطوط روند شکسته شود.
  • بزرگ بودن الگو نشان‌دهنده بزرگ‌تر بودن تحرکات بعدازآن می‌باشد.
  • الگوهای سقف معمولاً دوره زمانی کوتاه‌تر و نوسان بلندتری نسبت به الگوهای کف‌ها دارند.
  • کف‌ها معمولاً تغییرات قیمت کمتری دارند و زمان بیشتری برای تشکیل شدن صرف می‌کنند.
  • حجم معمولاً در نقاط سقف (قله) اهمیت فوق‌العاده دارد.

نیاز به روند اولیه

وجود یک روند اولیه مهم‌ترین شرط ایجاد الگوی برگشتی می‌باشد. وقتی بازار دلیلی برای بازگشت داشته باشد، یکی از الگوهای برگشتی روی نمودار ظاهر می‌شود.

اگر آن الگو به‌وسیله‌ی یک روند اولیه مشایعت نشده باشد چیزی برای بازگشت وجود ندارد و موردشک واقع می‌شود.

دانستن اینکه چه مکان‌هایی در روند اصلی مستعد پدید آوردن الگوهای اصلی هستند یکی از نکات کلیدی در شناسایی الگوها می‌باشد.

نتیجه دیگر از داشتن یک روند اولیه برای بازگشت، موضوع مفاهیم اندازه‌گیری است.

پیش‌ازاین گفته شد که بیشتر تکنیک‌های اندازه‌گیری برای برآورد حداقل هدف‌های قیمت کاربرد دارند. حداکثر هدف کل بازه حرکت ابتدایی خواهد بود.

در یک بازار افزایشی بزرگ با الگوهای شکل‌گرفته سقف بیشترین پتانسیل برای حرکت به سمت پایین، 100% بازگشت بازار افزایشی یا برگشت به نقطه‌ی شروع آن است.

 

شکسته شدن یکی از خطوط مهم روند: اولین علامت مهم وجدی برای ایجاد الگوی برگشتی معمولاً شکسته شدن یکی از خطوط مهم روند می‌باشد.

به یاد داشته باشید که عبور از خطوط روند الزاماً به معنی شروع روند برگشتی نیست. بلکه چیزی که اخطار داده‌شده تغییر در روند است.

شکسته شدن خطوط اصلی روند ممکن است اخطار شروع الگوی جانبی قیمت باشند که ممکن است بعدها به‌عنوان نوع برگشتی یا تحکیمی قیمت شناخته شوند.

برخی اوقات شکسته شدن خطوط روند هم‌زمان می‌شوند با  به انتها رسیدن الگوی قیمت.

خط شتاب در روند صعودیالگوی بزرگ‌تر پتانسیل بیشتری دارد: وقتی ما از واژه بزرگ‌تر استفاده می‌کنیم منظور ما ارتفاع و پهنای الگو در نموداری است که از آن استفاده می‌کنیم.

منظور از ارتفاع تغییرات نوسانی قیمت و محدوده نوسان می‌باشد و منظور از پهنا مقدار زمانی است که صرف ساخته‌شدن الگو می‌شود.

هرچه اندازه الگو بزرگ‌تر باشد که به معنی نوسان قیمت در پهنه وسیع‌تر همراه با ارتفاع بیشتری می‌باشد و اگر در زمان طولانی‌تری ساخته‌شده باشد اطمینان بیشتری نسبت به حرکت قیمت ایجاد می‌کند.

اندازه‌ی بزرگ‌تر الگو که همراه است با نوسانات بزرگ قیمت و ارتفاع زیاد و همچنین مدت‌زمان طولانی‌تر برای ساختن آن، باعث اعتبار و اهمیت بیشتر الگو می‌شود و پتانسیل آن برای حرکات بعدی بیشتر خواهد بود.

در حقیقت تمام تکنیک‌های اندازه‌گیری در این دو فصل بر اساس ارتفاع الگو بناشده‌اند.

در ابتدا این روش بر روی نمودارهای میله‌ای به کار می‌رود که از معیارهای اندازه‌گیری عمودی استفاده می‌کنند.

تمرین برای اندازه‌گیری‌های افقی الگوهای قیمت به بحث نمودارهای نقطه و رقم موکول می‌شود.

در آن روش ترسیم نمودار از ابزاری به نام «شمارش» استفاده می‌شود.

در آن فرض می‌شود که ارتباط تنگاتنگی بین پهنای سقف و کف و هدف قیمت بعدی وجود دارد.

تفاوت بین سقف‌ها و کف‌ها

الگوهای برگشتی سقف‌ها معمولاً ازنظر زمانی کوتاه‌تر و ازنظر نوسان قیمتی نوسان بلندتری نسبت به کف‌ها دارند.

در سقف‌ها اغلب شاهد این هستیم که در مدت‌زمان کوتاه، قیمت نوسانات شدیدی را تجربه می‌کند.

سقف‌ها در زمان کوتاهی شکل می‌گیرند. در کف‌ها می‌بینیم که برای مدت مدیدی قیمت ثابت مانده و یا نوسان‌های کوچکی از خود به نمایش می‌گذارند و در کل در مدت‌زمان طولانی‌تری کف‌ها نسبت به سقف‌ها ساخته می‌شوند.

به همین دلیل است که اغلب خرید کردن در کف به‌مراتب ساده‌تر از فروختن در سقف می‌باشد.

شاید یکی از دلایلی که رفتار الگوهای سقف این‌گونه خائنانه به نظر می‌رسد این باشد که قیمت‌ها تمایل بیشتری به نزول دارند نسبت به اینکه بخواهند صعود کنند.

برای همین معامله‌گر همواره می‌تواند در روند افزایشی سود بیشتری را بسیار سریع‌تر بسازد تا اینکه بخواهد از نوسانات جزئی یک بازار کاهشی استفاده کند.

در زندگی همه‌چیز بین بازده و ریسک می‌چرخد. ریسک‌های بزرگ‌تر بازده‌های به‌مراتب بیشتری دارند و بالعکس.

فروش در الگوهای سقف زمانی که احساس می‌کنیم به سقف رسیده‌ایم کار سختی است ولی همواره سود در کوشش ما نهفته می‌باشد.

 

حجم در روندهای صعودی اهمیت ویژه‌ای دارد: حجم در طی روند بازار معمولاً باید افزایش پیدا کند و این برای تائید تکمیل همه الگوهای قیمت نکته‌ی مهمی می‌باشد. تکمیل هر الگویی به‌وسیله‌ی تائید افزایش قابل‌توجه در حجم معاملات آن انجام می‌شود.

درهرحال در مراحل مقدماتی روند برگشتی حجم به‌اندازه سقف‌ها و قله‌ها فاکتور مهمی نمی‌باشد.

چارتیست‌ها علاقه‌مند می‌باشند که وقتی قیمت افت می‌کند شاهد فعالیت بیشتر روی سهم و درنتیجه افزایش حجم باشند ولی این قابل‌اعتنا نیست؛ اما در کف‌ها افزایش حجم کاملاً ضروری به نظر می‌رسد.

اگر الگوی حجم هنگام شکسته شدن سقف‌ها افزایش نداشته باشد، تقریباً تمام الگو زیر سؤال می‌رود.

به طور کلی می‌توان گفت تحلیل تکنیکال مطالعه رفتارهای بازار با استفاده از نمودارها و با هدف پیش‌بینی آینده روند قیمت ها می‌باشد.

جان مورفی ۱۰ قانون برتر آن را نقل می‌کند.

در فصل هفت اهمیت حجم را بیشتر مطالعه می‌کنیم.   

ادامه دارد ……..

جمع آوری و ترجمه از کتاب:

تحلیل تکنیکال در بازار سرمایه

 

ادامه مطلب در : برگ شانزدهم

قسمت قبل در : برگ چهاردهم

شروع این آموزش در : برگ اول